غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
629
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
تا مگس و پشه در اطراف آن چهار طاقها ظاهر نمايد و بعضى از آن چهار طاقها چنان باشد كه پيوسته در گردش بود و هرساعت روى ديگر به نظر آورد و در منظرها و غرفههاى آن دختران و پسران صاحبجمال نشسته باشند و چهل ستونى مشتمل بر نه طاق جهة خاصهء پادشاه سازند و در ميان اين چهل ستون و چهار طاقها ميدانى وسيع باشد و مطربان گلعذار و دختران خورشيد رخسار در آن ميدان قوالى كنند و رقص نمايند و بازيگران لعبهاى غريب و عجيب بجاى آورند و چنانچه مولانا كمال الدين عبد الرزاق در سلك تحرير كشيده پيل را به زير چراغ پايه فرستند و هراصولى كه مطربان سازند فيل آن را بخرطوم نگاه دارد و مناسب آنحركات نمايد . منكلور بندريست در سرحد بيجانكرد و در سه فرسخى آنشهر بتخانهايست مربع متساوى الاضلاع ده گز در ده گز در پنج گز ارتفاع مجموع جدار آن مجسم از روى به صورت چهار صفه و در پيش آن صفه كه در برابر در است بتى به صورت آدمى تمام قد از طلا ساختهاند و دو ياقوت احمر در دو چشم او پرداخته در غايت دقت و نهايت صنعت كه گوئيا به كسى مينگرد و امثال اين بتخانه در ممالك هند بسيار است و عجايب و غرايب آن امصار بيرون از حيز تعداد و شمار ( و العلم عند اللّه الملك الغفار ) الاقليم الثالث صاحب اين اقليم مريخ است و اهالى آنجا اسمر اللون باشند و ابتداء اقليم سيم از حد مشرق از بلاد چين بود و بر جنوبى بلاد ياجوج و ماجوج و تمامى بلاد هند و جنوب بلاد ترك و وسط بلاد كابل بگذرد پس بامصار قندهار رود و بر وسط بلدان مكران و سجستان و وسط كرمان و بلاد فارس و عراق و جنوب دياربكر و شمال ديار مغرب و وسط ولايت شام بگذرد پس بر بلاد مصر و اسكندريه و وسط قادسيه و وسط بلدان قيروان و بلاد طنجه بگذرد تا ببحر اعظم منتهى شود و بعضى از بلاد غريبهء اين اقليم بدين موجبست كه مسطور مىشود . قيروان داخل مملكت افريقيه است و در آن بلده دو ستونست كه جسم آن باحجار و اجرام مشهوره مشابهت ندارد و در ايام جمعه پيش از آفتاب از آن ستونها آب ترشح كند و در ساير روزها اصلا آن آب موجود نباشد . اسكندريه از بناهاى اسكندر بن فيلقوس روميست و سورى از سنك و چهار دروازه دارد و يكى از آن ابواب را باب رشيد گويند و ديگرى را باب السدره و سيم را باب البحر و دروازه چهارم را نميگشايند مگر در روز جمعه و حرارت بر هواى اسكندريه غالب باشد و آبش از رود نيل و قنوات بود از غرائب آنكه اگر در اسكندريه آب را ذخيره كنند و دو سه سال نگاه دارند متغير نگردد و قريب باسكندريه حصاريست در غايت بلندى و در آن قلعه بليناس حكيم بفرمان ذو القرنين ميلى ساخته بود در كمال ارتفاع و آئينهء بقطر هفت گز در آن ميل نشانده و آن را بطلسم چنان پرداخته كه هركشتى كه از قسطنطنيه بر روى درياى فرنك كه ميان اسكندريه و آن بلده واقع است حركت كردى در آن آئينه